داود عامری؛ هنرمند جانباز و کوهنورد گرگانی:

عکاسی را به واسطه حضور در طبیعت و برنامه های کوهنوردی آغاز کردم

داود عامری متولد 30 خرداد 1342 ،گرگان. به واسطه حضور در طبیعت در سنین نوجوانی به عکاسی علاقه مند شد و قدم در وادی هنر گذاشت. علیرغم این که پای خود را در سالهای دفاع مقدس از دست داد ، چندین بار اکثر قله های مرتفع کشور از جمله دماوند، علم کوه، سبلان، تفتان و... صعود کرده است. وی همچنین دارای عناوین و مقام های متعدد عکاسی در سطح ملی و بین المللی است.

فرصتی پیش آمد تا در گفت و گویی صمیمی پای صحبت های ایشان بنشینیم:

» آغاز کار هنری تان از چه زمانی بود و چه شد که عکاسی را شروع کردید؟

در خاطرم هست که عکاسی را بواسطه حضور در برنامه های کوهنوردی و با دوربین هایی که از دوستانم قرض می گرفتم آغاز کردم. اولین دوربین ام را در سال 58 با پول هایی که در قلک جمع کرده بودم از مشهد خریدم که یک دوربین لوبیتل 2 بود و حدود هشت هزار تومان بابت آن پرداخت کردم. اولین عکس هایم در آن سال ها از مناطق اطراف گرگان از جمله کوههای تل انبار، زیارت، آبشارهای شیرآباد و ... بود. در سال 62 این دوربین را در جبهه به یکی از هم رزمانم که به آن نیاز داشت فروختم و تا سال 76 که مجددا دوربینی را در سفر مکه مکرمه خریداری کردم، بدون دوربین بودم. در آن سال اولین عکسم را از مسجدالحرام و کعبه با عنوان «گرداب عشق» گرفتم که در سال 77 بعنوان عکس برگزیده ی سال انجمن سینمای جوان شناخته شد.

»مقام ها و عناوینی که در سطح ملی و بین المللی کسب کرده اید را نام ببرید؟

از سال 1373 بصورت جدی وارد کار عکاسی شدم و اولین عنوانی که کسب کردم در همان سال در جشنواره عکس سینمای جوان، با عکسی سیاه و سفید بنام «فراغت» بود. در این عکس حضور یک کوهنورد جانباز، با یک پای قطع شده که در کوهی بالای ابرها ایستاده بود را نمایش می داد. از آن سال به بعد همه ساله در جشنواره ها شرکت داشتم و موفق شدم 30 عنوان و مقام داخلی را کسب کنم. در 14 کشور خارجی نیز عکس هایم پذیرفته شدند که در برخی از این مسابقات نیز مقام هایی را کسب کرده ام. اولین عنوان بین المللی ام در سال 2003 ،  مقام دوم مسابقات هندوستان بود. در همان سال نیز مقام دومی مسابقات عکاسی در کشور بلژیک را کسب کردم. در مسابقات کشور ژاپن هم موفق شدم مدال طلا را کسب کنم. در سال 2004 تندیس سفالین کشور لیتوانی و در سال 2005 در مسابقات کشور ترکیه عناوینی را بدست آوردم. در این سال ها در کشورهایی نظیر صربستان، اسلوونی، هندوستان، اسپانیا، ژاپن و کره جنوبی عکسهایم مورد پذیرش هیئت داوران قرار گرفته و مقام هایی را کسب کرده ام. در جشنواره های متعددی نظیر جشنواره جهانی هنر مقاومت، جشنواره ملی طبیعت ایران، جشنواره عکس تعاون و... نیز شرکت داشته ام.

» عکاسی را زیر نظر کسی آموزش دیدید یا بصورت تجربی بوده است؟

می توانم بگویم عکاسی را بیشتر بصورت تجربی و با کمک گرفتن از دوستان فرا گرفتم. از سال 58 که دوربین خریدم، به دلیل اینکه کسی را نداشتم که به عنوان مربی به او تکیه کنم، با آزمون و خطا عکاسی می کردم و همچنین از کاغذهای راهنما که در آن زمان بر اساس نورسنجی دوربین های مکانیکی و سرعت دیافراگم و... چاپ می شد نیز برای عکاسی استفاده می کردم. در آن سال ها از فیلم های رنگی 6×6 سانتیمتری که معروف به فیلم های 120 میلیمتری بودند استفاده می کردیم که مشکلات ظهور و چاپ خاص خودشان را داشتند. می توانم بگویم که این دوران را به سختی سپری کردم تا بتوانم کسب تجربه کنم و قدم به مرحله جدیدی از عکاسی بگذارم. امروزه هم که دوربین های دیجیتالی کار عکاسی را بسیار راحت  وبا سرعت کرده کرده اند؛ سریع عکس می گیریم، سریع می بینیم و تحلیل می کنیم و می توانیم به راحتی برای هر جای دنیا که بخواهیم ارسال کنیم. البته من سعی کرده ام تجربیاتی را که در استفاده از دوربین های قدیمی و مکانیکی مثل: موضوعات عکاسی، تکنیک های عکاسی، شناخت نور، ترکیب بندی و... کسب کرده ام برای استفاده بهینه از دوربین های دیجیتالی بکار گیرم.

» در جبهه هم عکاسی می کردید؟

در جبهه بیشتر دیده بان بودم و با دوربین های دیده بانی کار می کردم و به دلیل نداشتن دوربین شخصی در آن مقطع، تمایل زیادی هم به عکاسی تخصصی در آن سال ها نداشتم و بالطبع عکس های مناسبی هم از  زمان جنگ ندارم.

» کجا و چطور مجروح شدید؟

مدت 70 ماه را بصورت داوطلبانه، از طرف بسیج در جبهه حضور داشتم و در ششم بهمن ماه سال 65 در عملیات کربلای 5 در شلمچه بر اثر اصابت ترکش های خمپاره مجروح شدم و پای راستم را از ناحیه زانو از دست دادم.

» بعد از مجروحیت روند فعالیت هایتان تغییری نکرد؟

بعد از دو ماه و نیم استراحت مطلق در بیمارستان تهران و مرخص شدن از بیمارستان،  بیشتر علاقه مند بودم که کوهنوردی را ادامه بدهم و همچنین حضور در جبهه را طبق تصمیمی که گرفته بودم تا پایان جنگ ادامه دادم. بعد از فراغت از جبهه به کار و هنر عکاسی بعنوان موضوعی که به آن علاقه مند بودم پرداختم. حضورم در طبیعت باعث سلامت تواما روح و جسمم بوده و بعد از مجروحیت این اراده را در خودم بوجود آوردم که بتوانم با بال شکسته پرواز کنم، یعنی بتوانم با یک پا هم دوباره به کوه بروم زیرا در لحظه مجروحیت به تنها چیزی که از پشت جبهه فکر کردم این بود که اگر زنده بمانم دیگر نمی توانم کوه بروم.

» با توجه به اینکه شما در چند مسابقه عکاسی در گرگان و استان بعنوان داور حضور داشتید، نظرتان درباره عکاسان گلستانی چیست؟

داوری یک قضاوت است و قضاوت هم طبعا خیلی سخت است. همانطور که خودم سال ها مورد قضاوت داوران مختلف در مسابقات و جشنواره های زیادی بوده ام، خوب می دانم که پذیرش یا عدم پذیرش چه طبعاتی می تواند برای افراد شرکت کننده داشته باشد. سالهاست که این موضوع را تجربه کرده ام و به خوبی درک می کنم. ولی از این موضوع نمی توان چشم پوشی کرد که عکاسان نسل قبل و دهه های  گذشته خیلی پرتلاش تر و سخت کوش تر از عکاسان امروزی بودند. امروزه با دیجیتالی شدن و آسان شدن ثبت تصویر، تلاش ها هم به همان نسبت کمتر شده است و عکاسان این دوره خیلی راحت می خواهند با کمترین تلاش به نتیجه ای مطلوب برسند. کسب مطالب آموزشی و فنون عکاسی در نسل حاضر به دلیل وجود امکانات مناسب و اینترنت بسیار سریع است اما در اجرای برنامه های عکاسی تلاش های گذشتگان خیلی بیشتر بود.

» چطور است که می گویند شما ارتباط دوستانه ای با عکاسی در شب دارید؟

همیشه این تعریف را از دوربین عکاسی دارم که «با دوربین عکاسی می شود در هر شرایط نوری عکاسی کرد.» چه با نور بسیار زیاد در روز و چه در تاریکی شب ها. من همیشه شب های کوهستان را دوست دارم و متاسفانه یا خوشبختانه در شب های کوهستان بیشتر مشغول عکاسی هستم تا استراحت، در نتیجه در هنگام صعود به قله انرژی لازم را ندارم و با سختی های خاصی خودم را به قله می رسانم که همین امر نیز باز هم برایم شیرین است.

همیشه به خودم می گویم ای کاش این اطلاعات و فن عکاسی در شب را در زمان جنگ داشتم تا در بحث دیده بانی، مراکزی را که دشمن  در آنجا حضور داشت را راحت تر می توانستم ثبت کنم و با شلیک هر توپخانه موقعیت آن را به راحتی پیدا می کردم.

» آیا عکس هایی که تا کنون گرفته اید را در آرشیو یا کتاب خاصی گردآوری کرده اید؟

حوزه هنری و همچنین بنیاد شهید پیشنهاداتی را برای چاپ کتاب داده اند که به دلیل مشغله هایی که داشتم مراجعه نکردم و متاسفانه کوتاهی از خودم بوده است. ولی خیلی تمایل دارم که به این کار جامه عمل بپوشانم. حتی برای وب سایت اینترنتی مخصوص خودم اقداماتی انجام شده ولی هنوز وقت آن را پیدا نکرده ام که عکس هایم را در آن بارگذاری کنم.

» نظرتان درباره ورزش جانبازان و معلولان استان چیست؟

کوهنوردی ورزشی انسان ساز است که تزکیه روح و جسمم  را  در آن دنبال می کنم. اما به دلیل نبودن مدال و مقام خاصی در این رشته،  به هر حال کمتر مورد توجه مدیران و مردم قرار می گیرد.

هیئت ورزش های جانبازان و معلولین هم در استان و هم شهرستان فعال است اما با توجه به زحمات زیادی که مسئولین این هیئت ها می کشند زمینه های همکاری و موفقیت آن ها کمتر بوده است.

تشکر از دوستان در انجمن وبلاگ نویسان گرگاندوست جهت انجام این مصاحبه