کسب مقام دوم جشنواره عكس آمریكا توسط کوهنورد هنرمند گرگان

'حسین عبدی' روز سه شنبه به ایرنا اظهار كرد: این جشنواره زیر نظر انجمن عكاسی آمریكا PSA و در بخش فتوژورنالیسم آزاد و علایق انسانی و با حضور عكاسانی از سراسر دنیا برگزار و هفته گذشته نتایج آن اعلام شده است...

توضیحات تکمیلی در ادامه مطلب

منبع:گرگان نیوز

ادامه نوشته

درگذشت مجری گرگانی صدا و سیما

نیما نهاوندیان از مجریان برنامه‌های ورزشی سیما شب گذشته درگذشت.

نیما نهاوندیان کارخود را از گزارشگری مسابقات بسکتبال در گرگان و تهیه گزارش از حاشیه مسابقات برای دوربین خبرساز شبکه خبر آغاز کرده سپس با توجه به توانایی هایش به شبکه های سراسری تلویزیون راه پیدا کرد .مرحوم نهاوندیان اجرای برنامه‌های «ورزش از شبکه دو»، «توپ طلایی» و «دورخیز» را در کارنامه‌اش داشت و سابقه 10 سال اجرا در برنامه‌های ورزشی را دارد. نهاوندیان شامگاه شنبه (دوم دی ماه) دچار عارضه خونریزی مغزی شده و فوت کرده است. به گفته‌ی مادر آن مرحوم، ظاهرا نیما نهاوندیان شب گذشته در منزل خود بر اثر اصابت سرش به میز که منجر به زمین خوردن او شده است، دچار خونریزی مغزی شده و تا رسیدن خانواده‌اش به منزل فوت کرده است.

نیما نهاوندیان علاوه بر شبکه دو در شبکه جام جم نیز برنامه اجرا می‌کرد. او با رادیو گلستان نیز همکاری داشته است.
 
نهاوندیان درباره‌ی نحوه اجرایش گفته بود: یک عده اجرایم را آبی و یک عده قرمز می‌بینند ولی اینها مصداق هر کسی از ظن خودشد یار من است، چون من بی‌رنگ اجرا می‌کنم.
 
او در پاسخ به اینکه آیا سهم مخاطب از اجرایتان را پرداخته‌اید؟ هم گفته بود: با صراحت می‌گویم که حتی تا آخر عمرم هم نمی‌توانم سهم مخاطب را بپردازم. مردم سرزمین مقدس ایران خیلی لایقند که همه چیز داشته باشند، ولی من همه توانمندی‌ها را ندارم. مردم سرزمین ما وارث مردان بزرگی همچون شهدا، جانبازان، آزادگان و ایثارگران هستند.
 
مرحوم نهاوندیان که در زمان حیاتش دل پری از زخم‌هایی که از اجرا خورده‌ بود، داشت، بیان این زخم‌ها را به صورت شعر گفته بود:
 
نیمه شب و من تازه نفس/ ره خوابم زد و ماندم بیدار/ ریخت از پرتو لرزنده شمع سایه درخت، گلی بر دیوار/ همه گل بود ولی روح نداشت/ سایه‌ای مضطرب و لرزان بود/ چهره‌ای سرد وغم‌انگیز و سیاه/ سرگردان بود/ شمع خاموش شده از تیزی باد/ چیزی از سایه بر دیوار نماند/ کس نپرسید کجا رفت/ که بود/ که دمی چند در اینجا گذراند/ این منم خسته در این کلبه تنگ/ ولی فدای یک لبخند مردم

روحش شاد و یادش گرامی